GOOGOOOSH
 
- خانم فائقه آتشین"گوگوش"
- متولد سال 11/18/ 1329در خیابان سرچشمه در جنوب تهران.
- داراي مدرك تحصيلي متوسطه
- فعاليت هنري با عمليات آكروباسي (1334)
- فعاليت هنري با خوانندگي (1338)
- شروع فعاليت در سينما با بازي در فيلم بيم و اميد
- شروع مجدد خوانندگي پس از وقفه اي طولاني در سال 1379 (كانادا)
 
در سن دوسالگی پدر و مادرش از هم جدا شدن.گوگوش یک برادر تنی کوچکتر داشت که در سن 24 سالگی بر اثر رماتیسم قلبی در گذشت و سه برادر ناتنی از پدرش و یک برادر و یک خواهر ناتنی از مادرش که بعد از جدایی با یک مرد کلیمی ازدواج کرده بود دارد. در همسایگی آنها یک خانواده ارمنی زندگی می کردند که او را از کودکی با نام گوگوش صدا می زدند.با اینکه گوگوش اسمی مردانه ارمنی است اما این اسم برای همیشه ماندگار شد و بهعد ها که کار هنری را شروع کرد همین اسم را روی خودش گذاشت.
برخی نوشته اند که پدر او صابر و مادرش فائزه از آذربایجانی هایی بودند که از شوروی سابق مهاجرت کرده بودند اما برخی می گویند پدر او اهل سراب تبریز بود که به تهران آمد و ساکن شد.
پدر وی هنرمند و آکروبات بود و در تماشاخانه ها به حرکات آکروباتیک می پر داخت که در آن روزگار بسیار پرطرفدار بود ومردم از برنامه های او استقبال می کردند گوگوش خردسال نیز گاهی به پدر کمک می کرد و از این رو در دو سه سالگی روی صحنه رفتن را تجربه کرد. پدر گوگوش او را به هنر موسیقی و اجرا تشویق می کرد آثار نبوغ و استعداد در همان کودکی در گوگوش هویدا بود و همه را به تحسین وا می داشت.گوگوش از دوران خردسالی در رادیو و تلویزیون هنرمندی می کرد. ترانه هایی که با صدای کودکانه و سیمای معصوم و زیبایش در برنامه های رادیو و تلویزیون می خواند بسیار دلنشین و پر طرفدار بود .زمان سپری شد و دوران نوجوانی و جوانی وی فرا رسید .او دختری زیبا و خوش اندام بود و استعداد و نبوغ او در موسیقی و هنر با سالها تمرین و تجربه عجین شد و گوگوش را به یکی از محبوبترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران تبدیل کرد و حتی این شهرت و محبوبیت از ایران نیز پا فراتر گذاشت و در سر تاسر جهان به خصوص تاجیکستان نیز کشیده شد .برخی او را "شاهماهی موسیقی ایران " نامیده اند.
تا آنجا که من میدانم زندگی کمتر هنرمندی در تاریخ موسیقی ایران این چنین افتخار آمیز اما پر فراز و نشیب بوده است وی برای اولین بار با بهروز وثوقی بازیگر معروف و بار دیگر با مسعود کیمیایی کارگردان مشهور ایرانی ازدواج کرد و همچنین مادر خواننده جوان "کامبیز"است.گوگوش علاوه بر حوانندگی بازیگر توانایی بود ودر فیلمهای مشهوری چون
:
بیم و امید (۱۳۳۹)
گدایان تهران (
۱۳۴۵)
ستاره هفت آسمون (
۱۳۴۷)
سه دیوانه (
۱۳۴۷)
پنجره (
۱۳۴۹)
احساس داغ (
۱۳۵۰)
بی تا (
۱۳۵۱)
ممل امریکایی (
۱۳۵۳)
شب غریبان (
۱۳۵۴)
همسفر (
۱۳۵۴)
ماه عسل (
۱۳۵۵)
نازنین (
۱۳۵۵)
در امتداد شب (
۱۳۵۶)
امشب اشکی می ریزد (
۱۳۵۷) هنرمندی کرد.

خوانندگی گوگوش دچار وقفه شد و در سال 1379او دوباره در کانادا خوانندگی کرد.
هنوز بخش مهمی از زندگی هنری گوگوش ناگفته باقی مانده و آن سبک و نقش او در موسیقی و خوانندگی است و تاثیری که بردلها گذاشت.برای بیان این مطلب شما را به نظر دو تن از افرادی که در زندگی هنری و شخصی وی تحقیق کرده اند دعوت می کنم

آفای محمود خوشنام کارشناس موسیقی:"
گوگوش به یقین چهره ی استثنائی موسیقی پاپ ایران است. او تنها صدای خوش ندارد. دریافت شعر و آهنگ و تفسیر سازگار آن ها از مهارت های ویژه ی او است. به جرات می توان گفت که در طی 40 سالی که از حضور او بر صحنه ی مو سیقی پاپ ایران می گذرد همتای همسنگی پیدا نکرده است. آن ها نیز که از او تقلید کرده اند در همان حد مقلد باقی مانده اند!"
مرحوم محی الدین عالم پور نویسنده کتاب "روزگار تلخ و شیرین گوگوش"(شرح زندگی هنری و شخصی گوگوش )و کسی که در دوران وقفه خوانندگی گوگوش از تاجیکستان به ایران امد و درباره زندگی اش با او مصاحبه کرد:

"گوگوش خدمتش را در راه هنر انجام داد خیلی صادقانه از ته دل و صمیمانه و بدون ریا.او مکتب هنری ویژه خود را ایجاد کرد تکمیل نمود زیرا از سه سالگی روی صحنه بود آواز خواند نقش آفرید و روح مردم را با صدای دلنشینش نوازش داد و به دل و دیده مردم نشست.سعادت خودش وبهترین سالهای زندگی اش را برای هنر قربانی کردو به قله مقصود رسید بلی رسید و اکنون باید در این قله پیروزی جاودان بماند"

گوگوش با شهرت افسانه ايش، بعد از بيست و يک سال سکوت، ايران را در سال 2000 به مقصد کانادا ترک کرد ودر همانجا مستقر شد.

در اين مورد، گوگوش به دلايل مختلفی اشاره کرد: "ويزاش راحت بود و اولين کشوری بود که بعد از بيست سال توش قدم گذاشتم".
گوگو ش در سال 2000 جمعأ 27 کنسرت در کشورهای اروپايی و آمريکای شمالی اجرا کرد اما موفق نشد به استراليا سفر کند. علتش هم گويا اختلافی بود که با کمپانی "کيا اينترتينمنت" بر سر پرداخت کنسرتها بوجود آمد. در حال حاضر اين جريان هنوز در دادگاه بررسی می شود.
گوگوش پس از گذشت 2 سال، فقط در آمريکا، دوباره به صحنه بازگشته است. کنسرتها با مديريت شرکت "ندلندر ايونتس" (
Netherlander Events) اجرا می شدند.
گوگو ش به علت فوت مادرش بسيار دلشکسته است. او در مصاحبه اش با مجله جوانان که در لس آنجلس منتشر می شود گفت: " درسته که بيشتر عمرم رو با مادر خوانده ام بزرگ شدم و هيچوقت اون رابطه مهر و محبت مادر و دختر مرسوم رو نداشتم، ولی اگر من پيش از مادرم می رفتم او هم به اندازه من دلگير می شد".

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ،۱۳۸٥

 

Jennifer Lopez Mariah Carey Angelina Jolie Demi Moore
Meg Ryan Pink (Alicia Moore) Avril Lavigne
Charlize Theron

Julia Roberts Christina Aguilera Shakira Amy Lee

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ،۱۳۸٥

 

مصاحبه نیکول کیدمن
 
نام : نیکول کیدمن
تاریخ تولد : 20 ژوئن 1967
محل تولد : هاوایی، بزرگ شده استرالیا
 
خانم کیدمن می توانید خود را به صورت مختصر معرفی کنید ؟
 
نام من نیکول کیدمن است . متولد 20 ژوئن 1967 در هاوایی هستم اما در استرالیا بزرگ شده ام
 
در مورد زندگی حرفه ای خود توضیح بدهید ؟
 
در کودکی تمرین رقص می کردم و برای اولین بار هنرپیشگی را با کریسمس بوش در حالی که فقط 14 سال داشتم تجربه کردم. با بازی در فیلم های کوتاه سال 1985 به کسب جوائز زیادی نائل آمدم. در سال 1990 برای بازی در فیلم روزهای تندر به آمریکا آمدم. در این فیلم در مقابل نقش اصلی یعنی تام کروز بازی می کردم.
 
نام تام کروز را آوردید ممکن است کمی درباره ازدواجتان با او صحبت کنبد؟
 
...خوب ،24 دسامبر 1990 با او ازدواج کردم ،در آن سالها مصاحبه هایی که در مورد این ازداج با من می شد گفته بودم ما هر روز که زندگی می کینم تعهداتی داریم که باید به آن عمل کنیم . زندگی با یک نفر به درک زیادی نیاز دارد ولی من زندگی مشترک را خیلی دوست دارم . من خیلی خوشخالم که توانسته ام کسی را پیدا کنم که با او زندگی کنم و او را درک کنم من فکر نمی کردم که تام با من ازداج کند ولی خوشبختانه او این کار را کرد. وقتی در 8 آگوست 2001 از هم جدا شدیم در مصاحبه هایم می گفتم : حالا خوشحالم چون که می توانم کفش پاشنه بلند بپوشم ! چون او خیلی از من کوتاه تر بود!
 
مگر قد شما چقدر است ؟
 
175 سانتی متر و تام از من کوتاهتر بود.
 
خوب بد نیست بدانید درباره به موضوع قبلی باز گردیم در مورد دوران کودکی تان توضیح دهید.
 
.... من در هاوایی متولد شدم پدرم آنتونی کیدمن یک بیوشیمیدان و روان شناس و مادرم یک پرستار بازرس بود ،برای مطالعاتی که پدرم روی سرطان سینه انجام داد به واشنگتن دی سی مهاجرت کردیم و لی سه سال بعد به استرالیا به سرزمین مادری خانواده ام بازگشتیم.
 
مشوقتان برای ورود به عرصه بازیگری چه کسی بوده است؟
 
مشوق ؟ سوال خوبی کردید ،در دوران کودکی چون همکلاسی هایم مسخره ام می کردند ،پنهانی تمرین بازیگری می کردم ولی به طور مرتب در تمرینات یک نئاتر حاضر می شدم تا اینکه از طرف یک دانشجوی فیلم سازی نامه تشویق کنننده ای دریافت کردم . به دنبال این اتفاق از دبیرستان اخراج شدم تا به صورت تمام وقت به هنرپیشگی بپردازم،اولین فیلم را هم در همین زمان بازی کردم.
 
زندگی خانوادگی تان چگونه بود ؟
 
زندگی خانوادگی برای من همواره مهم بوده است . من در خانواده ای متولد شدم که از نظر اجتماعی بسیار فعال بودند. مادرم طرفدار حقوق زنان بود و پدرم طرفدار حزب کارگرو اما زندگی مشترک ،حاصل زندگی مشترکم با تام دو فرزند به نام ایزابلا (متولد 1993) و کونور (متولد 1995) است . علیرغم زندگی خوبمان در سال 2001 من و تام اعلام کردیم به دلیل مشکلات حرفه ای از هم جدا خواهیم شد.
 
خاطره جالبی از فیلم هایی که در آنها حضور داشته اید دارید ؟
 
در حین تمرین رقص برای فیلم مولن روژ در سال 2001 ،دچار شکستگی دنده شدم و فیلمبرداری تا زمان بهبودی من به تعویق افتاد.
اتفاق دیگری که به یاد می آورم 2 هفته بستری شدن پس از فیلمبرداری بورتره ای از یک زن بود ،پزشکان  علت را فشار عاطفی تشخیص داده اند !
 
چه چیز شما را واقعا می ترساند ؟
 
برای خودم عجیب است که من نه از عقرب می ترسم نه از مار ، ولی از مگس وحشت دارم یکی چیزی در مگس ها هست که مرا واقعا به ترس وا می دارد.
 
و آخرین سوال چرا در فیلم اتاق وحشت بازی نکردید ؟
 
من قرار بود به عنوان هنرپیشه نقش اول در این فیلم حاضر شوم . ولی به خاطر فیلم مولن روژ نتوانستم این کار را بکنم در عوض به جای جودی فاستر در این فیلم صحبت کرده ام
  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ،۱۳۸٥

 

تاريخچه تقلب و روش هاي آن 
 
 
 
گويند: «تقلب مفهومي‌است بس اساسي» به طوري که شاعر ميگويد

تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبير خردمند را
تاريخچه‌ي تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانه‌ي کودکان فلک بخت مکتب بود. ليک حسن از روي گشادي، چشمان چپش را بر
روي ورقه‌ي همزاد انداخت تا نکتي بس ارزشمند از ورقه‌ي فوق الذکر، دشت کند. اين بود که اولين تقلب تاريخ بشري زده شد. البته اين تقلب با روش‌هاي فوق العاده ابتدايي البته در مقابل ترفند‌هاي کنوني صورت گرفت
بدين ترتيب که حسن با کلي زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالاي ورقه‌ي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را دو در فرمود
زان پس تقلب دوران طلايي خود را آغاز کرد. بدين ترتيب که گسترش يافت و مصاديقي متفاوت پيدا کرد. از جمله تقلب‌هاي رايج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ
زني، تقلب در بازي (که از آن به جر زني تعبير ميشود) را مي‌شود نام برد
 
 
حال روش هايي از تقلب در امتحانات را به نظرتان مي‌رسانيم
 
 روش هاي نوشتاري
 نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش
 نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي
 نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه
 نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخ‌هاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين، دريچه‌ي آئورت

 روش هاي با کلاسي
 استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي
 استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس

روش هاي جوادي
 خر نمودن يک فقره بچه خرخون
 خم کردن سر به روي ورقه‌ي طرف به صورت تابلو
 
 روش بويايي:خودتان ماسک بزنين و يک بوي گند از خودتان در بکنين تا مراقب، جرات نزديک شدن به شما را نکند
 
 روش شيميايي:بدين معني که مراقب را با انواع و اقسام مواد شيميايي از هستي ساقط کنيد و بعد با خيال راحت دست به کار شويد

 توجه
اگر در اين امر تبهر کافي نداريد اصلا سمت اين کار نرويد که عواقبي جز ضايع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد
  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ خرداد ،۱۳۸٥

Aishwarya Rai

ashwaryapar90_copy.jpg

aishwarya_rai_384_copy.jpg

aish777w2_copy.jpg

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٥

 

aishwarya_rai_296_copy.jpg

aishwarya_rai_384_copy.jpg

ashwaryapar90_copy.jpg

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٥

 

4_copy.jpg
 
5_copy.jpg
 
christina-aguilera-wedding01_copy.jpg
 
christina-aguilera-wedding12_copy.jpg
christina-aguilera-wedding21_copy.jpg
christina-aguilera-wedding14_copy.jpg
  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٥

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٥

 

DSCF3065

DSCF3153

1

1

1

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٥

جام جهانی

 
  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٥

 

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by
 FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting
 Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٥

 

اشتباه بازيكنان و خطاي تاكتيكي برانكو عامل شكست ايران
خبرگزاري فارس: ايران در حالي با نتيجه سه بر يك در ديدار برابر مكزيك مغلوب شد كه كارشناسان اشتباه بازيكنان و خطاهاي تاكتيكي برانكو ايوانكوويچ را عامل رقم خوردن اين نتيجه مي‌دانند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس، مدرس رسمي فدراسيون جهاني (فيفا) داشتن هدف را از نقاط قوت تيم ملي ايران دانست و گفت: اگر در نيمه دوم مثلت مياني تيم با حضور شجاعي به عنوان جايگزين علي كريمي حفظ مي‌شد، بدون شك اين شكست براي ايران رقم نمي خورد.
مرتضي محصص افزود: درست است كه ايران در اين بازي مقابل مكزيك تن به شكست داد؛ اما بازي خوبي را به نمايش گذاشت. به عقيده من اين تيم داراي هدف بود و با تشكيل مثلث مياني كريمي، نكونام و تيموريان در حمله و دفاع يك نوع تعادل ايجاد كرده بود.
وي با اشاره به اينكه تعويض نفرات بايد در زماني مناسب صورت بگيرد، اظهار داشت: مربي ايران اگر مانند لاولوپه در همان ابتداي نيمه دوم دست به تعويض مي زد و به جاي علي كريمي كه به دليل خستگي از بازي خارج شد شجاعي را وارد مي كرد بدون شك اين نيتجه بدست نمي آمد؛ چرا كه با رفتن كريمي اين مثلث قدرت از بين رفت و شجاعي تنها فردي بود كه مي‌توانست جانشين مناسبي براي وي باشد.
وي حمله از جناحين را از ديگر نقاط قوت تيم ايران دانست كه تنها گل تيم ايران را رقم زد و تصريح كرد: البته مانند هميشه در جناح چپ با مشكل مواجه بوديم كه اگر به موقع از مهرزاد معدنچي استفاده مي شد، اين نقيصه به راحتي رفع شده بود.
اين كارشناس فوتبال ادامه داد: نفراتي مانند دايي و هاشميان كه دائماً در حال دوندگي و سرعت انفجاري هستند خيلي زود خسته شده و نياز به جايگزيني دارند. مي توانستيم از مهره هايي مثل كاظميان، شجاعي و... در مواقع مناسب استفاده كنيم.
وي به اشتباهات تيم ايران در دفاع و ضربات ايستگاهي اشاره كرد و افزود: در هنگام دفاع تمامي تيم ايران دفاع مي كند و آن ارتباطي كه بايد ميان دروازه بان و مدافعان وجود داشته باشد، وجود نداشت كه بزرگ ترين نقطه ضعف تيم ايران است كه بايد براي بازي هاي بعدي مورد اصلاح قرار گيرد.
محصص با تاكيد بر اين مطلب كه تيم ايران نبايد با نتيجه 3 بر يك شكست مي خورد، گفت: با آن شروع تهاجمي و استفاده مناسبي كه بازيكنان ما از عرض زمين داشتند، مي توانستيم برنده باشيم. وقتي از جناحين حمله مي شد تمامي ياران ايران براي دريافت توپ آماده بودند؛ ولي خستگي نفرات و تعويض بي موقع موجب شد كه اين موقعيت عالي را از دست بدهيم.
* مربي سابق تيم ملي فوتبال ايران با اشاره به اين مطلب كه تيم با برنامه‌تر پيروز ميدان خواهد بود، گفت: ايران مغلوب برتري فني مكزيك شد.
بيژن ذوالفقارنسب افزود: در نيمه اول ايران به خوبي ارنج شده و توانست از تمام توانايي هاي خود استفاده كند؛ به طوريكه مشاهده كرديم در زمين، مكزيك به خوبي حريف را تحت فشار قرار داده بود.
وي ادامه داد: در نيمه دوم مربي مكزيك با دو تعويض فني خود به راحتي بازي را به زمين ايران منتقل كرد و با ورود بازيكنان خود به داخل 18 قدم مدافعان ايران را به طور كامل تحت فشار گذاشت.
سرمربي برق شيراز با تاكيد بر اين مطلب كه تيم ايران مغلوب برتري مكزيكي ها شد، تصريح كرد: ايران با اينكه از تمام ظرفيت خود استفاده كرد؛ اما از واكنش فني مكزيك غافلگير شد. به عقيده من نداشتن بازي هاي تداكاتي كافي ضعف چند ساله تيم بود كه همچنان به قوت خود باقي است.
وي در خصوص تعويض هاي تيم ايران گفت: اين تعويض ها خيلي دير صورت گرفت. علي كريمي كه به دليل مصدوميت از شرايط مناسب به دور بود بايد زودتر تعويض مي شد، مهرزاد معدنچي نيز كه براي قوت جناح چپ ايران ضروري بود خيلي دير به كار گرفته شد.
ذوالفقارنسب درباره عملكرد ميرزاپور خاطر نشان كرد: هميشه معتقدم تيم بايد با هوشياري كامل به مصاف حريف برود و كمترين اشتباه را داشته باشد؛ اما همانطور كه ديديد خط دفاع ما پر اشتباه بود و اين مسئله را نيز به ميرزاپور تحميل كرد. بايد از اين نقاط ضعف براي بازي بعدي استفاده كنيم.
وي داوري را در سطح خوبي دانست.
* بازيكن سابق تيم ملي فوتبال ايران گفت: تيم ايران در مصاف با تيم حرفه اي مكزيك اسير اشتباهات متعدد فردي شد و تن به شكست داد.
محمد زادمهر تصريح كرد: ايران در نيمه نخست بسيار خوب ظاهر شد و با انجام پاس هاي منطقي و ارائه يك بازي شناور اين نيمه را در اختيار داشت؛ اما در نيمه دوم با وجود بيرون رفتن دو سر زن تيم حريف كه بايد به نفع ما تمام مي شد، كنترل بازي از دست ملي پوشان ايران خارج شد و اين نشان دهنده تفاوت يك بازي حرفه اي با يك بازي آماتوري است.
وي با اشاره به اشتباه نكونام، كعبي، ميرزاپور و رضايي، افزود: تيم ايران فقط به دليل اشتباهات فردي اين بازي را به مكزيك واگذار كرد.
زادمهر ادامه داد: پس از خارج شدن علي كريمي، تنها بازيكن فانتزي ايران از زمين، در نيمه دوم كسي نبود كه بازي را هدايت كند. اين امر در كنار وجود ضعف در توان فيزيكي بازيكنان دست به دست هم داد تا ايران در تله شگردهاي حريف تن به شكست دهد.
زادمهر بيان داشت: ايران با داشتن بيشترين موقعيت كمترين نتيجه را به دست آورد؛ اما مكزيك با هر فرصت يك گل به ثمر رساند و اين نشان‌دهنده تفاوت سطح تكنيك تيم ها است.
وي درخصوص شيوه بازي مكزيك اظهار داشت: اين تيم در نيمه نخست به شكل جدي ظاهر نشد. با توجه به دفاع خشن ايران، بازيكنان مكزيك به شكل كامل درگير بازي نمي شدند؛ اما در نيمه دوم با بروز آشفتگي در تيم ايران با جابجايي هاي صحيح و به موقع به نتيجه دلخواه رسيدند.
زادمهر يادآور شد: ايران تا آغاز بازي بعدي خود، 5 روز فرصت دارد كه در اين مدت بايد كادر فني شرايط روحي و فني نفرات را بازسازي كنند چرا كه هنوز شانس صعود براي تيم ما وجود دارد.
* سرمربي سابق تيم ملي ايران تصريح كرد: با اشتباهات فاحش مربي در هدايت و برنامه‌ريزي، ايران در مصاف با مكزيك به كام شكست سوق داده شد.
ناصر ابراهيمي عنوان كرد: دو سال است به عنوان يكي از مربيان از ارنج تيم انتقاد مي كنم؛ اما متاسفانه در اين مدت تنها يك تغيير را شاهد بوديم و آن استفاده از آندو تيموريان در پست هافبك كه نتيجه مثبت آن نيز كاملاً مشخص است.
وي افزود: سرمربي تيم با تداوم همين سايست و عدم شجاعت در ايجاد تغييرات به موقع، تيم ايران را در جهت شكست هدايت كرد.
ابراهيمي در تشريح بازي ايران يادآور شد: ايران در نيمه نخست بسيار خوب بازي كرد و نتيجه آن كسب نتيجه يك بر يك بود؛ اما اين كه در فاصله بين دو نيمه چه اتفاقي و چه دستوري از سوي مربي به نفرات ابلاغ شد، كليد باخت ايران بود.
وي گفت: به احتمال زياد استفاده از شعار حفظ نتيجه و عقب كشيدن تيم به داخل زمين علت اصلي فلج شدن تيم در نيمه دوم بوده است.
ابراهيمي با اشاره به عدم تغيير در دفاع و استفاده از دو مهاجم كم تحرك در بازي، تصريح كرد: پي بردن به نقاط ضعف و قوت تيم ايران با اين تركيب براي تيم حرفه اي مكزيك اصلاً كار دشواري نبوده است.
وي در خصوص بازي تيم مكزيك نيز بيان داشت: اين تيم بر خلاف بازي هاي خود در قاره آمريكا كه بسيار محكم و جنگنده بوده در اين ديدار كاملا با حوصله و حساب شده عمل كرد.

 
 
 
 
 
 
  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٥

 

ختر 11 ساله ای در اسکاتلند به علت زیاده روی در مصرف هروئین در بیمارستان بستری شد

 

خبرگزاری فرانسه : این دختر به مسئولا‌ن بیمارستان گفت: از 2 ماه پیش هروئین مصرف می کند.

براساس آمار رسمی در اسکاتلند حدود 20 هزار کودک والدین معتاد دارند که نیمی از آنها در گلاسکو زندگی می کنند.

نتایج تحقیقات در سال 2004 نیز نشان می دهد , در شهر گلاسکو دستکم 60 کودک پایین تر

 از سن نوجوانی به هروئین معتادند

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

 

 
 
 
 
Rani_Mukherjee
 
Rani_Mukherjee
 
Rani_Mukherjee
 
 
Rani_Mukherjee
 
Rani_Mukherjee
 
 
 
Rani_Mukherjee
 
Rani_Mukherjee
 
  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

دام دهانی نمی خوايم

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

 

پانی، دختر رپر (Rapper) ایرانی
 
 
 

بالاخره پانی رو پیدا کردیم. پانی یه دختر خواننده رپ در تهرانه که چند وقت پیش با یکی از آهنگهاش که با پسری به اسم طیب همکاری کرده بود معروف شد.
شناسنامه پانی
نام: پانی (مخفف پانته آ)
سن:۱۹ ساله
محل سکونت : تهران
میزان تحصیلات: دیپلم
ورزش مورد علاقه: اسکی
چی شد وارد سبک رپ شدی؟
سبک رپ رو دوست دارم و علاقه خاصی هم به صدای خودم دارم.
نظر خانواده چيه؟ آیا در جریان بودن؟
مادرم خیلی تشویقم کرد ولی پدرم اوایل می ترسید ولی بعد از اینکه چندتا آهنگ خوندم و مشکلی پیش نیومد اونهم حل شد.
شعرهاتو چه کسی می نویسه؟
بیشتر شعرهای خودمه و بعضی وقتها هم با کمک یکی از دوستام شعر می گم و یا از اشعار دیگران استفاده می کنم. مثلا در آهنگ "فراموش" از یکی از شعرهای مریم حیدرزاده و با کمی تغییرات استفاده کردم.

شعر ها از کجا الهام می گيره؟
بستگی داره ولی بیشتر وقتها در تاکسی این الهام اتفاق می افته!
در آهنگ فراموش یکی دیگه هم هم صدا است؟
آره سیاوش، که الان در ایران نیست.
پانی

رپ خوندن، اونهم برای یک دختر در ایران چه جوريه؟
محدودیت های خودش رو داره. نمیشه همه احساسات رو بیان کرد.
ولی در آهنگها خیلی شاخ و شونه می کشی؟
خوب تا یک حدی اینها واقعيه و بعضی وقتها اتفاق می افته ولی نه زیاد!
ولی وقتی به آهنگها گوش می کنیم، تصویر یک گروه خیابانی (مدل آمریکایی!) به ذهن مياد؟
نه اصلا اینجوری نیست. این کارها رو بیشتر برای جذابتر کردن آهنگها می کنیم. بیشترپسرهاست که با این نوع آهنگها بهشون برمی خوره. پسرها موجودات حسودی هستن و نمی توانن بیین که یک دختر برای اونها شاخ و شانه می کشه!
جریان آهنگ "صفحه" چیه؟
این آهنگ رو سال پیش خوندم برای اون پسرهایی که پشت سر دخترها حرف می زنن، وقتی که اون دختر محلشون نمی ذاره.

آهنگ ها رو چه جوری پخش می کنی؟
بعضی آهنگها مثل صفحه دست به دست پخش شده، بعضی ها هم از طریق اینترنت.
فکر می کنی نهضت دخترهای رپ خون شروع شده؟
نه هنوز، الان اونقدر زیاد نشده بعضی ها هم که رپ می خونن یکهو وارد یک سبک دیگه می شن ولی کلا امیدوارم که تعدادمون بیشتر بشه!
فکر می کنی که دخترهای رپ خون به چه چیزهایی می تونن اشاره کنن که پسرها نمی تونن؟
در ایران مشکلات دخترها خیلی بیشتر از پسرها است. در این آهنگها میشه به این مشکلات اشاره کرد و از جهتی این جور آهنگ می تونه زبان دخترهایی باشه که اجازه ندارن حرفشون رو بزنن.
تا چه حد تصمیم داری که در این کار بری جلو؟
من الان در آغاز کار هستم. خیلی چیزهاست که باید بگیرم. تصمیم دارم که فعلا ادامه بدم و برم جلو.

شایع شده بود که ازدواج کردی و کار رو ول کردی؟
کار رو برای یک مدتی ول کرده بودم ولی از ازدواج خبری نیست!
جریان آهنگ بچه رپها چی هست؟
من قرار بود که در خوندن این آهنگ همکاری کنم ولی سگم در استودیو همراهم بود و اذیت می کرد بیشتر از پس خوانی نتونستم کمک کنم.
با سختگیریهایی که برای بیرون آوردن سگها هست چی کار می کنی؟
سگ من فوت کرد!
به عنوان انتقام کشتیش؟
نه با توجه به شرایط سخت موجود سکته کرد!
 
 
 
 
*
مانا، دختر رپ خون ساکن تهران
 
 
 

با مانا دختر رپ خون ساکن تهران مصاحبه کردم. پرسيدم که چند وقته که کار رپ رو شروع کرده در حالی که مطمئن بودم جواب من بلندتر از "چندماه" نيست. رپ در ايران خصوصاً برای دخترها خيلی نوپاست و همين باعث شده که خيلی سطح بالا نباشه، همينطور که مانا هم جاهايی بااصطلاح خارج ميخونه. اما مسلماً روز به روز بهتر ميشه و آينده روشنی در جلوی پای اين موسيقی هست.
شايد باورش سخت باشه (قبل از اينکه به سايتهای موسيقی رپ فارسی سر بزنيد) که تقريباً هر روز يک يا دو خواننده رپ در گوشه ای از ايران شروع به کار می کنن. ۹۹% کارهاهم مثل آهنگهای رپ خارجيه که اکثراً هم معروف هستن. سبک خوندن ها هم به نوعی شبيه به همه و هنوز نهال اين سبک موسيقی در ابتدای رشد خودشه.
از مانا پرسيدم چرا رپ رو انتخاب کرده در حاليکه ظاهراً همه راک رو موسيقی اعتراضی می دونن
رپ نسبت به راک خيلی آروم تره و هيچ محدوديتی در نحوه اجراش نيست و به راحتی می تونم حرفم رو توش بزنم بدون اينکه مجبور باشم از روش يا سبک خاصی پيروی کنم. رپ بيشتر روی متن شعر تاکيد داره و اين متن رو من از حرفهای دل خودم انتخاب می کنم...از مشکلات و مسائلی که هر روز در ايران با اون مواجه هستيم .ديگران هم بيشتر ناراحتی و اعتراض خودشون رو تو آهنگها می خونن که کمترين نتيجه اش اينه که شنونده اون رو درک کنه.
با توجه به محدوديت هايی که در ايران برای پخش اين موسيقی هست ، چطور اين آهنگ رو به گوش ديگران می رسونی؟
با استفاده از سايتهای اينترنتی که تازگی برای موسيقی رپ ساخته شده(ايرانی)، که آهنگ ها رو برای مسئول اين سايتها ارسال می کنيم.
اولين آهنگی که خوندم با داريا بود. جريان اين آهنگ از شعرهايی شروع شد که هميشه می نوشتم. بعد وقتی تصميم گرفتم که به صورت رپ بخونمش ، خيلی خوشحال بودم چون شعری از ته دلم بود. داستان هم مربوط به دو تا آدمه که وقتی از هم دورن هنوز عشقشون پابرجا می مونه.
تا الان فقط سه تا آهنگ بيرون دادم، ولی همين ابتدا نگرانيهايی هست چون دخترم. مشکلاتی هم هست که همه رپ خون ها با اون مواجه هستن. تعداد دخترهايی که رپ می خونن هر روز بيشتر می شه و من هم شخصاً خيلی به اين کار علاقه دارم. می دونم که اشکال زياد دارم ولی دوست دارم که ادامه بدم.

حرفهای مترادفی می زنی با آهنگهای عاشقانه روز، آيا دليلش خستگی از آهنگهای عاشقانه پاپه؟
دقيقاً، آهنگهای پاپ از زدن حرفهای روز مره طفره می ره و خيلی تکراری شده. حتی ايده های جديدش باز هم محدوديت داره و ديگه کليشه ای شدن. موسيقی پاپ مسلماً فيلتر ميشه و محدوديت ها باعث شده نتونن حرف دلشون رو بزنن.
آهنگ جديدی که به تازگی خوندم عصيان هست. مربوط به مشکل فقر و دختران فراری که همه در ايران هر روز می تونن به راحتی ببينن و حس کنن. از کارهای ديگه در زندگی درسم را می خونم. رشته علوم انسانی هستم و يادم رفت بگم که من ۱۷ سالمه. درسم برام خيلی مهمه و اونرو جدی دنبال می کنم. ولی سعی می کنم کار رپ رو هم جدی ادامه بدم و تلاش می کنم هر روز بهتر بشم.
با دخترهايی که کار رپ می خونن آشنايی داری؟
با غوغا رابطه نزديک دارم که باهاش هم کار کردم. سالومه رو خوب می شناسم و کارش رو قبول دارم و همينطور پانی رو می شناسم و باهاش رابطه دارم. تعداد اين خواننده ها زياد شده ولی خيلی از اونها بعد از مدتی کنار می کشن و حس می کنن حرفی برای گفتن ندارن.
  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

جشنواره مخصوص لباس هاي جام جهاني 2006

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

 

Image hosting by TinyPic.

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥

 

۱۰ دلیل برای نترسیدن از شکست
۱. انسان جائز الخطاست موفقها هم اشتباه میکنند
۲.حقیقت پیروزی و شکست را پیران با تجربه و کودکان درک می کنند
۳.درون و کنار هر شکستی پیروزی وجود دارد
۴.چون شکست بی معنی است اگر در بینهایت هم ضرب شود باز هم بی معنی
است
۵. قدرت بی منتها برای موفقیت در هرموجودی به ودیعه گذاشته شده است
۶. بر چسب خوب و بد به کارهای زندگی زدن منطقی نیست و آرامش در رسیدن
به موفقیت الزامی است
۷.بر چسب زدن به انسانها منطقی نیست
۸.اشتباهات و ناگواری ها می تواند مرا به خدا نزدیک تر کند
۹. کامیابی و آرامش واقعی درونم متجلی است
۱۰.در ملکوت الهی شکست وجود ندارد
  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥

 

بنويس! بابا انار دارد: معلم مي گويد
و او به ياد مي آورد دست هاي لرزان بابا هيچ اناري ندارد،
ميان شيارهاي پينه بسته دستانش، جز رنج چيز ديگري نيست.
معلم هجي مي کند انار مي شنود «فقر»؛
معلم مي گويد:«نان دارد»، مي داند که، دروغ است هيچ ناني ندارد،
معلم مي گويد:«آن مرد در باران آمد» مي نويسد، آن مرد در باران رفت و هرگز نيامد.
داستان فقر، داستان کهنه ايست،
فقر، دستان گشاده اي دارد که گاه بي هراس از در و ديوار يک خانه بالا مي رود
و تا سقف تحمل آدم ها، نفسگير مي شود.
نه آدم ها شبيه همند و نه خواسته هايشان شبيه تر،
آنقدر که همه دخترک ها به فکر چشمان عروسکند
و پسرک ها در پي فهم تير تفنگ؛
همه مردها زندگي را با تمام ابعادش براي چار ديواري خانه هايشان مي خواهند
و همه زن ها در آرزوي آنند که هيچ وقت فرزندانشان الفباي گرسنگي را نياموزند،
فقر براي خيلي ها آشناست ....
  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥

نيکول کيدمن

 
 
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by
 FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting
 Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
 
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
نظر فراموش نشه!
 
  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥

شاهرخ خان و کاريشما کاپور

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٥

 

شکلاتimage

 

کارگردان : ويويک آگنی هورتی

بازيگران : آنيل کاپور - امران هاشمی - تانوشری داتا - سونيل شتی - عرفان خان - ارشاد وارسی - سوشما ردی

 

  

 

 

   Chocolate  Chocolate 

 

داستان :

درگيری تصادفی و مرموز و خطرناک ۵ موزيسين هندی با يک مورد تروريستی بين المللی در لندن که با ورود مردی سيگاری و ژوليده (آنيل) به ماجرا به عنوان ضامن آنها پيچيده تر هم ميشود.

زنی در قالب خبرنگار اين افراد را همراهی ميکند و ادعا ميکند خيلی اتفاقی با آنها دوست شده.اما چيزهای زيادی ميداند............

حقيقت چيست؟؟؟!!!!!!! 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٥

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٤

 

به نام شقایق تنها گل عاشق

در کنار ساحل دلم بر روی تخته سنگ بزرگی نشسته بودم و به مرغان دریای خیالم نگاه میکردم که ناگهان نسیم عشق وزیدن گرفت و تک درخت عشقی که در جانم ریشه زده بودلرزاند و برگی از آن را به سویم روانه کرد.برگ را برداشتم ......

و روی آن نوشتم دوستت دارم.

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٤

bazam ax

axhaye mosahebeye itn

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٤

ye khabar

خبر چينان شهر خبر مي دهند كه اين رزها دو چهره جوان و معروف جامعه ي هنري در اكثر محافل با هم و در كنار هم ديده مي شوند.چند وقتي است كه كامران و شقايق در بيشتر گردهمايي ها شانه به شانه هم قدم مي زنند و ناخواسته شايعات موجود را پر رنگ تر مي كنن.
كامران در اوج محبوبيت قرار دارد و شقايق هم همچنان همگان را محو زيباييهايش مي كند.كامران خان به اتفاق برادرش هومن بعد از جدايي از بلك كتز البوم موفقي را بنام ۲۰ روانه ي بازار كردند كه كلي سر و صدا به همراه داشت.شعرهاي زيباي مريم حيدرزاده به خوبي بر ملوديهاي رامين زماني جا گرفت و اين دو برادر الحق و الانصاف به بهترين شكل ترانه ها را اجرا مي كنند و شور و هياهو و ولوله راه مي اندازند.از عشق سنيوريتا مي خوانند و علاقه اي هم به نمره ي بيست كلاس ندارند.شقايق خانم هم كه يك زيبا ستاره ي مشرقي است كه به تازگي در اسمان هاليوود هم ديده ميشود.زمانيكه به همراه خانواده از نروژ به كانادا مهاجرت كرد بعنوان مدل در مجله هاي مختلف فعاليت ميكرد تا اينكه به لوس انجلس امد تا خوانندگي را نيز تجربه كند.هرچند كه تجربه ي خوانندگي او با استقبال چنداني روبرو نشد اما هاليوود نتوانست زيبايي او را ناديده بگيرد و از شقايق براي بازي در فيلم ها و سريال ها استفاده كرد.البته بد نيست كه همين جا اشاره كنيم كه شقايق را در جامعه ي امريكايي با نام كلوديا لينكس مي شناسند.
بهرحال شايعات زيادي در مورد دوستي و رابطه كامران و شقايق مجود دارد.مثلا همين چندي پيش در مهماني كه كمپاني اونگ براي البوم جديد كامران و هومن ترتيب داده بود شقايق هم با زيبايي و وقار خاص خودشدر بين مهمانهاي خصوصي انها جلب توجه ميكرد.در كنسرتهاي اخير كامران و هومن در اروپا و دبي شقايق در كنار صحنه ديده مي شد و كامران هم گاهي در هنگام خواندن او را مخاطب قرار ميداد.حلقه اي كه در دست شقايق ديده مي شود به اين شايعات دامن مي زند.سوال در اينجاست كه ايا اين حلقه نشاني از قول و قرار بين انهاست يا فقط يك انگشتر معمولي است.در ضمن بايد ديد كه ايا دوستي اين دو،شقايق را از ار هنري دور مي كند و يا به گفته بعضي از دوستان كامران قصد دارد به شقايق براي تهيه البوم بعديش كمك كند؟در ميان نگراني و سوالات بي شمار طرفداران هر دو سعي ميكنن كه اين رابطه را يك نوع دوستي از نوع ساده و معمولي جلوه دهند.كامران از پاسخ دادن به سوالات طفره مي رود و شقايق هم كمتر در محافل عمومي افتابي مي شود.
بعدشم اون عكسه كه مثل اينكه براي تولد شقايق و شقايق دست كامرانو گرفت و يه تاپ سفيد مشكي پوشيده اونو دست شقايق رو بزگ كرده و حلقه شو نشون داده و بالاش نوشته حلقه اي كه شايعات زيادي را براي طرفداران كامران و شقايق براه انداخته...

 

shaghyegh & kamran
in a recent interview with alireza amirghassemi on his highly acclaimed show"un-cut" kamran&hooman conducted a no holds barred iterview ,and as the title claimb it was completey uncut and very personal.getting down to the nitty gritty for all you die hard fans,when kamran was asked as to weather or not his long lasting relationship with girlfriend,singer/model shaghayegh was headed for marriage,kamran was reluctant to admit that the pair were dating,let alone thinking of marriage! how ever shaghayegh was present and setting VIP as she watched her handsome beau perform his heart out on stage at Bellagio for the duo's album release party.Could the couples love and support for one another lead shaghayegh to continue pursuing her singing career?with all the rumors circulating it's no wonder the good-looking love birds are playing down the extent of theree relationship!

بالاي عكسشونم نوشته:is there relationship headed for marriage؟

 

اين مطلب ثمين جان زحمتشو كشيده

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٤

ax

ax az in2ta gol

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٤

man bargashtam

salam vay bavaram nemishod webemoono bad az 2mah biyam up konam aslan bikhiyal shode boodam vali bazam bekhatere kamran hooman joon va khabaraye jadideshoon oomadam

 

انتظار

نگاه تو همش تو خاطرم بود

صدای تو تموم باورم بود

فکر عطر نفساتو صدای همه خنده هاتو گرمی آغوش بازت تو هر ثانیه ی

                            این انتظارم بود

چشمام به ته خیابون بودن

منتظر موندن چه سخته

انگار ثانیه ها

                         همشون مرده بودن

دفعه ی پیش نیومدی

شاید پاهات خسته بودن

شاید چشات غرق نگاه دیگه ای بودن

بهت گفته بودم لیاقتت رو ندارم

                       گفته بودی:

قلبای ما همیشه همصدا بودن

                      گفته بودم:

چشمای ماتو سرد منو

چه به چشمهای عاشق کش تو

                     گفته بودی:

اون عاشقا هیچ وقتی مثه تو ماه نبودن

می خندیدم اما تو دل نمی دونستم

تموم این حرفها مال دل خودت

                              بودن یانبودم

بازم چشم میدوزم تا ته خیابون

                     هنوز نیومدی   

آسمون گریه اش میگیره

ولی من هنوز منتظرم

راه افتادن اشک من از چشام

همش بستگی داره به تو 

                                         اومدن یانیومدن

منتظر یه چتر سیاهم که از گریه ی ابرا

                                 در امانم بکنه

منتظر یه آغوش مهربونم که تو این هوای سرد

                          دوباره گرمم بکنه

منتظر یه عاشقم خدا کنه که این عاشق

                   یه وقتی رسوام نکنه

یه ساعته منتظرم

اگه نیای باید برم

باید برم بین همه ویروونه ها

ویروو نه های عشقو

اون همه عاشقای بی وفا

اگه نیای زندگیم تموم میشه

همه ی دنیا برام بد تر از زندون میشه

اگه بیای نازنینم

باور کن به خدا برات میمیرم

آخ نیومدی من باید برم

 کاشکی بودی یا لا اقل میگفتی به من

 که یه پیغام برات دارم

با نا میدی بازم ته خیابونو میبینم

وای خدایا عشق من داره میاد

عشق من با یه چترسیاه

آغوش مهربونو قلب عاشقش

                               داره میاد

دیگه گریه ی ابرا نمیتونه

                           غصه دارم بکنه

یاکه کابوس جدایی

                         خردو خرابم بکنه

حالا عطر تنت

                         دوباره گرمم میکنه

بهت میگم دیر اومدی دوباره منتظرم گذاشتیا

اما تو دل به خودم میگم:

عیب نداره بذار با این شیطونیاش قلب عاشقمو

                         بیشتر شیدا بکنه

با تمام وجود تقدیم به قلب عاشقش

 

 

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٤

 


 

 
کامران و هومن را در آخرین لحظاتی که داشتن از آنتالیا در می رفتن، گیر آوردم و گوشه دنج یک هتل نشستم و حسابی باهاشون گل گفتم و گل شنفتم...

کامران و هومن
کنسرت کامران و هومن در آنتالیا

با یک سوال جالب شروع کنیم، یکی خیلی با هرس و جوش ازتون پرسیده که این آهنگ "نمره بیست کلاسو نمی خوام" ، هیچ جای این آلبوم جدید نیست، میشه اینو برای من بفرستید!

کامران: یعنی چی هیچ جای آلبوم نیست! اسم آلبوم جدیدمون "بیست" هست و این آهنگ اول آلبومه و آهنگ "من تو را می خوام" هفتمه!

هومن: من فکر کنم ایشون نسخه غیر قانونی این آلبوم را خریدن!

نکته اخلاقی: هیچوقت نسخه غیرقانونی نخرین تا اینجوری ضایع نشین!

کامران: در این آلبوم هشت آهنگ و دو دکلمه وجود داره که یکی از دکلمه ها کار مریم حیدرزاده عزیزمونه واون یکی هم با صدای نازنین رامین هست.

خیلی سال ما منتظراین آلبوم بودیم، نه؟

کامران: آره تقریبا دوسال طول کشید! یک توضیح در مورد آلبوم بیست بدم، رامین زمانی تهیه کننده این آلبومه. ما از خیلی قدیم (16 سالگی) با رامین دوستیم ، از قبل اینکه بریم بلک کتز، گروه پرواز را با هم تشکیل داده بودیم.

بعد از اون هم، من و هومن و رامین همون راهی را که از قدیم روشن می دیدیم، ادامه دادیم. با اشعار زیبای مریم حیدر زاده، که واقعا نمره یکه و احساساتش این آلبوم را زنده کرده و پشتیبانی سعید سیام (هومن: عمو سعید!) که بدون کمک ایشون، درست کردن این آلبوم با این کیفیت امکان پذیر نبود و خوشبختانه مردم هم از کاره تازمون خوششون اومده.

کامران و هومن

حرف از مریم حیدر زاده شد، من یک چیزی در مورد شما تشخیص دادم که پشت تلفن به مریم هم گفتم و اونهم تکیه کلام شما "آخی" هستش!

کامران: آره واقعا هم "آخی"! حتی اگر ما دلخوری داشته باشیم با اشعار مریم حیدرزاده همش برطرف میشه، ما بدنبال صلح و صفا و صمیمت هستیم. به قول اینوریها "Peace". اگر آخی هم میگیم اونهم از ته دله!

همین چند شب پیش هم شما اینجا مراسم اهدا امضا داشتین، که تعداد خیلی زیاد آدم اومده بودن و گروه گروه باهاتون عکس می گرفتن، چند ساعت اینجا بودید؟

هومن: سه چهار ساعتی بودیم!

کامران: آره، دوستان خیلی محبت داشتن، خیلی عکس گرفتیم و به خاطر فلاشهای زیاد دوربینهای عکاسی مجبور شدیم که عینک آفتابی بزنیم تو شب!

کامران و هومن
بچه ها بعد از چهار ساعت فلش دوربین، بقل کردن طرفدارها و امضاء، امضاء، امضاء و ...

هومن: آره فکر نکنید که دلیل خاصی وجود داشته که در شب عینک آفتابی زده بودیم!

( وقتی کامران داشت حرف میزد، یک صدای تق و تقی می اومد! این صدای یکی از گردنبدهایی بود که به گردنش بود )

آقا قضیه این گردنبند چیه؟

کامران و هومن

هومن: اینو پسر خالمون با دست کرده، به شکل حروف K و H اول اسامی کامران و هومن که در ضمن علامت ما هم هست.

کامران: این کیف هم هدیه دوستان هست. ما سعی می کنیم با استفاده از هدایای دوستان برروی صحنه، ازشون تشکر خودمون را نشون بدیم.

قضیه این النگو ها چی هست؟ ( به شوخی!)

کامران: اینا النگو نیستن! دستبندهایی هستن که مادرمون بهمون هدیه داده!

کامران و هومن
بچه ها دوست نداشتن که درباره زيورالاتشون حرف بزنيم می گفتن که با ما از موسيقی بپرس بهرحال ما عکسمونو گرفتيم ( از هدايای طرفدارانشون )

ویدیو، رقص و زانوی کبود...

این ویدیو آهنگ منو ببخش هم جالب بود، کمتر میشه ایرانی سیاه سفید کار کنن!

کامران: نه اون ویدیوی این آهنگ نیست ، اون فقط جنبه تبلیغی داره، تا برگردیم شروع می کنیم به ساختن ویدیوی اصلی.

بهتون قول میدیم که تمامی ویدوهای آهنگهای این آلبوم جدید را بزودی می سازیم. آلبوم جدیدمون هم شروع کردیم که تا سال دیگه به بازار میاد. یکعالمه برنامه کنسرت هم برای ایرانیان خارج از کشور داریم.

کامران و هومن
کامران و هومن وکادوی ستاره ( یکی از طرفدارها ) که یک نقاشی از هومن کشیده بود

بعد از اینجا هم میرین دبی برای فیلمبرداری ویدوی یکی از آهنگها؟

کامران: نه ، برای ساخت یک ویدیو تبلیغاتی یک شرکت تجاری لباس. در ضمن دردبی هم کنسرت داریم.

کامران و هومن

هومن میگن چرا دوست داری مثل مایکل جاکسون برقصی؟

هومن: من دوست ندارم "مثل" مایکل جکسون برقصم بلکه از رقصهاش الگو گرفتم، نه تنها مایکل جکسون، خیلی های دیگه هم هستن.

کامران: خیلی خواننده های معروف و جدید دیگه هم هستن که از کارهای مایکل جکسون الهام می گیرن. اگر کسی از کار یک هنرمند الگو بگیره و خودش هم به اون کار اضافه بکنه، هیچ ایرادی نداره. این همه توجه به کارهای مایکل جکسون بدلیل اینکه خیلی ها کارهاش را دوست دارن، مخصوصا در ایران.

حالا مایکل دیگه در دادگاه تبرئه شده، پس موضوع حله، ولی یکم ایرانی هم به حرکات اضافه کنید دیگه...

هومن: آره حتما، مثلا در آهنگ من تو را میخوام ، وسط هیپ – هاپ خوندن یکهویی ریتم شش هشت می آید که میشه باهاش قر ایرانی داد!

کامران و هومن


یکی پرسیده آیا این قسمت خارجی که اول آهنگ بیست هست ترجمه شعره؟

کامران: نه، یکی که صداش شبیه به Shaggy هست، اهله جاماییکائه، که یک انرژی خاصی به آهنگ داده.

یکی پرسیده که در مورد آهنگ با تشکر از شما توضیح بدید.

کامران این اولین آهنگی بود که ما با هم خوندیم. شعرش از اشکان رحیمی هست که خوب حس ماها را فهمیده و از اون به بعد با شعرهای اشکان حسابی ارتباط برقرار کردیم.

این شعر به صورت خیلی مودبانه به کسی که بدی کرده، اعتراض می کنه، در واقع این شعر سعی میکنه بگه که حتی اعتراص هم میتونه مودبانه باشه!

کامران و هومن

کی ضبطش کردین؟

کامران: یک سال و نیم پیش ولی آخرین آهنگ آلبومه. ما ترتیب آهنگهای آلبوم را طوری تنظیم کردیم که شنوده کم کم با آهنگها خو میگره و بره جلو و تمامی تنظیم این آهنگ به صورت زنده انجام شده.( یعنی همه سازها و خواندنها همزمان انجام شده و ضبط شده، نه جدا جدا)

هومن زانوت زخم شده نه؟

هومن: آره رفته بودیم کوه در لس آنجلس که اونجا خوردم به یک سنگ.

کامران: نه سنگ خورده به پاش!

اینجا هم دقت کردین در کنار سواحل آنتالیا ورزشهای عجیب غریبی وجود داره؟ با چترپشت قایق می کشنت!!

کامران و هومن

کامران: آره، بهزاد نظرت چیه دفعه دیگه در حین انجام این ورزش مصاحبه را انجام بدیم؟

یکعالمه سوال هم در مورد زندگی خصوصی شماها به دست ما رسیده که تصمیم ندارم بپرسم، چون باید یاد بگیریم که به زندگی شخصی هنرمندها احترام بگذاریم و از مرزهاشون اونورتر نریم!

کامران: واقعا این مدتی که در آنتالیا بودیم با بچه ها زندگی کردیم، از صبح تا شب با هم بودیم.

هومن: حتی استخر هم با هم رفتیم! (یعنی خیلی خصوصی شدیم!)

شنیدم آهنگ "اون با من" قراره که در شبکه MTV پخش بشه؟

هومن: آره، با ما تماس گرفتن و قراره در MTV اروپا پخش بشه. شعرش را هم کامران گفته!

کامران: شعرش کاره منه، البته با کمک مریم حیدرزاده. اون قسمت انگلسیش با صدای هومن، یک شیطونی خاصی به این آهنگ داده.

کامران و هومن

ویدیو این آهنگ همونیه که در یک اتاق سفید با تعدادی دختره؟

کامران: آره اون دختری که جلو همه هست و موهاش را تکون میده ، خواهرمونه، کتی.

یک خبر داغ ویژه طرفدارهای روز هفتم ندارید؟

کامران: مجموعه کاملتر آلبوم جدیدیمون، شامله تمامی ویدو آهنگها و پشت صحنه و ویدیوی کنسرتها ، بزودی به بازار می آید و درسال آینده میلادی یک کنسرت خیلی بزرگ برای 11 تا از قهرمانهای وطن برگزار میشه، که ما هم در اون شرکت می کنیم!

(مرموزه!)

پس منتظر خبر بعدی در این رابطه باشین!

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸٤

 

salam doostaye golam

bebakhshid man yekam dir be dir update konam saram sholoogh bood az shoma

nazaninha ham yekam narahat boodam ke weblogi ba 800 nafar bazdidi konande

nazaratesh inghad kam bashe

behar hal hamintor ke midoonin 27 agust va 1september concerte kamran va homan joon dar antalya va dubai bood dar groupe kahoo_rock  ye seri az bachehake concert rafte boodan baramoon axaro ferestadan

dame hamashoon garm

omidvaram khoshetoon biyad

 kamran joon va hooman joon dar shabe ghabl az concerte antalya dar ye disco be esme white  zon

 

kamijooon va hoomijoon dare hotleshoon too dubai kheili delam mikhad bacheha i ke raftan va baramoon tarif kardano baratoon begam amma bayad  beshinam avval 3sa@ benevisam vali mese inkre bakhshe mohemesh inke kami bashaghayegh ye otagh dashtan va hoomi joone golam ke ba kasi naboode ytanhai ye otagh dashte

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٤

 

بيتا، مدير بخش انگليسي سايت eMJey در كاليفرنيا، روز جمعه 28 مرداد ماه در اولين اجراي زنده ي آلبوم "بيست" از كامران و هومن، كه در كلوپي در Orange County با شركت حدود چهارصد نفر برگزار ميشد، حضور يافت.

Hooman_Kamran_01.jpg

بيتا در بين اجراي آهنگها، پاكتي را كه حاوي عكسي از او در كنار مايكل جكسون بود، به هومن تحويل ميدهد.

 

"پاكت را بالا گرفتم تا هومن آن را از من تحويل بگيرد. او پرسيد كه آيا پاكت مال اوست. با تاييد من پاكت را گرفت و چند قدم عقب تر رفت و پاكت را باز كرد."

 

"هومن با ديدن اين عكس بسيار خوشحال شد و عكس را از داخل پاكت بيرون آورد و به تمام حضار نشان داد."

بيتا همچنين كامران و هومن را از پروژه ي جديد eMJey باخبر ساخته است. همكاري اين دو هنرمند جوان در اين پروژه ي مايكلي، ما را خوشحال خواهد كرد.

hooman_01.jpg

Hooman_Kamran_01.jpg

Hooman_Kamran_02.jpg

منبع: eMJey.com

 

منبع

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٤

 

همكاري كامران و هومن در پروژه ي مايكلي eMJey؟!

بيتا، مدير بخش انگليسي سايت eMJey در كاليفرنيا، روز جمعه 28 مرداد ماه در اولين اجراي زنده ي آلبوم "بيست" از كامران و هومن، كه در كلوپي در Orange County با شركت حدود چهارصد نفر برگزار ميشد، حضور يافت.

          

بيتا در بين اجراي آهنگها، پاكتي را كه حاوي عكسي از او در كنار مايكل جكسون بود، به هومن تحويل ميدهد.

"پاكت را بالا گرفتم تا هومن آن را از من تحويل بگيرد. او پرسيد كه آيا پاكت مال اوست. با تاييد من پاكت را گرفت و چند قدم عقب تر رفت و پاكت را باز كرد."

          

                

هومن با ديدن اين عكس بسيار خوشحال شد و عكس را از داخل پاكت بيرون آورد و به تمام حضار نشان داد."

بيتا همچنين كامران و هومن را از پروژه ي جديد eMJey باخبر ساخته است. همكاري اين دو هنرمند جوان در اين پروژه ي مايكلي، ما را خوشحال خواهد كرد.

 

       

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ شهریور ،۱۳۸٤

 

 

    

بازم عكس قشنگت روبه رومه

هنوزم داشتن تو آرزومه

توي عكسات چقدر خوشكل مي خندي

در قلبو به رو همه مي بندي

ولي بازم مي بينم اون باهاته

مثل سايه هميشه پا به پاته

چرا آخه چرا من اون نباشم؟

چرا روي لبات خنده نپاشم؟

چرا با من نبايد بگذروني؟

چرا آخه تو مال ديگروني؟

ولي باز بي خيال عكس اونم

توعكسا من فقط تورو مي بينم

خداييش كسي مثل من فداته؟

كسي اينجوري قلبش زير پاته؟

شبا تا صبح بيداره چشمام

مي گرده پي تو دائم نگاهام

هر شب فقط به ياد تو مي نويسم

چشام از دلتنگي تو خيس خيسن

ولي تو غم نخور سرت سلامت

من كه ديگه به غصه كردم عادت

خدا همرات باشه عشق قشنگم

بازم من موندم و اين دل تنگم

 (با تشکر از دوست خوبم پگاه و وبلاگ هومن لاورز)

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ شهریور ،۱۳۸٤

 

chan ta ax az filme 4 harry potter

 

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ امرداد ،۱۳۸٤

 

                                                  ?.......michael jackson az bachegi ta

                        

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ،۱۳۸٤

 

عکس از ستاره های باليوود

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ،۱۳۸٤

 

عکس از محمد رضا گلزار

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ،۱۳۸٤

 

عکسی از تام کروز و کتی هولمز

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ امرداد ،۱۳۸٤

 

عکس از براد پيت و آنجلينا جولی

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ امرداد ،۱۳۸٤

 

پاريس هيلتون ؛ دختر هتل دار معروف با دوست پسر يونانی اش ازدواج کرد ...

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ امرداد ،۱۳۸٤

 

بريتنی اسپيرز

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ امرداد ،۱۳۸٤

 

dishab kami va homi joon too itn barname dashtan inam chanta ax nazar yadetoon nare

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ امرداد ،۱۳۸٤

 

dishab too kanale peb kami joon va homi joon  mosahebe dashtan inam  chand ta ax az mosahebashoon

lahzeye khodahafezi

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ امرداد ،۱۳۸٤

 

عکس های جديد مهناز افشار در پشت صحنه

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ امرداد ،۱۳۸٤

 

DJ aligator  و نامزدش !!!

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ امرداد ،۱۳۸٤

 

salam :

 

mikhastam khahesh konam shoma har kodoom az tarafdaraye kamran o hooman ro mishnasid beheshoon begin ke beran too in site === >

 

http://www.bestofiran.com/contest_main.asp?rContestId=20&rTabSlct=1

 

sabte nam konan va baad az tarafe site yek mail miad oono beran javab bedan ( active konan ) va dobare varede site shan ba user name va id khodeshoon beran ghesmate ==> music  /  Best Persian Of The Year  / Arena 2 / va baad be KAMRAN O HOOMAN ray bedan .

 

lotfan khodetoon ham berin ray bedin . KAMRAN O HOOMAN bayad mesle hamishe aval bashan . hameye ma bayad komak konim ta aval shan lotfan be hame begin beran ray bedan faghat ham ta 7 / 28 saat 10 : 00 vaght hast ke baraye marhaleye nime nahayee ray bedan ke beran marhaleye nahayee .

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ امرداد ،۱۳۸٤

 

  inam hoomi va doost dokhtaresh  esmesh ham marshale

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ امرداد ،۱۳۸٤

 

مهمترین مطالبی که رولینگ افشا کرد عبارتند از:
- آبرفورث دامبلدور همان مردی است که در میخانه کله گراز پشت پیشخان بود
- شکل پاترنوس دامبلدور یک ققنوس است.
- در کتاب ششم گراپ تحت کنترل در خواهد آمد.
- در کتاب ششم ریتا اسکیتر بیشتر نقش خواهد داشت.
- در کتاب ششم کاراکتر جدیدی به نام مک لاگان McLagan حضور خواهد داشت
- هری مادر خوانده ندارد
رولینگ در مصاحبه با بچه های حاضر در محل و اشخاص مختلف به سوالاتی جواب داده که به زودی در سایت رسمیش و در بخش FAQ قرار خواهد گرفت. مهمترین سوالات و جواب ها را در زیر بخوانید ( هشدار: موارد زیر دهان به دهان نقل شده اند و ممکن است وقتی در سایت رسمی رولینگ قرار گرفت تغییراتی دیده شود ):
در مورد علاقه به بازیگران فیلم رولینگ گفته به تام فلتون و آلن ریکمن بیشتر علاقه دارد.
یکی سوال کرده که ایا ولدمورت عاشق کسی شده یا نه که رولینگ جواب داده ولدمورت هرگز نمیتواند عاشق شده باشد یا بشود و در این مورد در کتاب های بعدی بیشتر خواهید دانست.
یکی در مورد این سوال کرده که آیا SNAPE میتواند تسترال ها را ببیند و رولینگ جواب داده بله هم او و هم بسیاری از جادوگران بزرگسال میتوانند.
در مورد شاهزاده نیمه خالص گفته دنبال رد در کتاب دو نباشید.
در مورد پتونیا: قطعا چیزی وجود داره که اون پنهان میکنه ولی اون یک ماگل زاده نیست بله خودش ماگل است.
خانواده درسلی در کتاب ششم نقش کوتاهی دارند ولی در کتاب هفتم حضوری پر رنگ خواهند داشت.
همچنین در مورد احتمال دوست شدن رون و هرماینی گفت:
- من نمیخوام چیزی بگم. تو کتاب های قبلی به اندازه کافی مدرک در این مورد وجود داره لازم نیست چیزی در این مورد بگم

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ امرداد ،۱۳۸٤

 

سوال: فيلم چهارم هري پاتر در روز 18 نوامبر ( 27 آبان ) بر روي پرده ي سينما ها مي رود. صحنه ي مورد علاقه ي تو در اين فيلم كدام بوده است؟

جواب: من آن صحنه را كه در زير آب است دوست داشتم ، زماني كه ما در آن تانكر بزرگ آب بوديم.

سوال: پس الان بايد غواص ماهري باشي!؟

جواب: حالتي مورمور كننده داشت ، آنجا خيلي غير عادي بود. اما ما اعتراضي نكرديم چون يك احساس فوق العاده و غير طبيعي داشتيم.

سوال: كتاب هري پاتر مورد علاقه ي تو كدام است؟

جواب: كتاب مورد علاقه ي من "هري پاتر و زنداني آزكابان" است ، اما من فكر مي كنم كه "هري پاتر و جام آتش" بهترين فيلم اين سري شود.

سوال: چرا "هري پاتر و جام آتش" ؟

جواب: چون رويدادهاي زيادي در آن است! مرگ خوار ها ، جام جهاني كوييديچ ، يك اژدها و خيلي چيزهاي هيجان انگيز ديگر.

سوال: آيا بزودي مرخصي خواهي گرفت؟

جواب: نه ، ما فيلم برداري فيلم چهارم را تمام كرده ايم ، اما در حال آماده شدن براي فيلم پنجم هستيم و من حتي خواندن "هري پاتر و محفل ققنوس" را تمام نكرده ام.

سوال: تو موهايت را از زمان آخرين فيلم كوتاه نكرده اي . اين ايده خودت بوده يا خودشان زياد بلند شده اند؟

جواب: اين ايده ي خود من بود. من در زمان امتحاناتم خيلي مشغول بودم ، براي همين واقعا فراموش كردم به آرايشگاه بروم. تهيه كنندگان دوست داشتند موهايم را همين طور بلند بگذارم ، خب من هم دوست داشتم.

سوال: بيشتر از همه از كجا نامه ي طرفدارانت مي آيند؟

جواب: از ژاپن !! بطور غير عادي خيلي از نامه ها از مردم آنجاست.نميدونم چرا.

سوال: دوست دختر تو نسبت به اين همه نامه حسودي نمي كند؟

جواب: نه ، چون من در يك لحظه هيچ دوست دختري ندارم. من در اوقات فراغط يا گلف بازي مي كنم يا مدل هاي كوچك هواپيما را مي سازم

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ امرداد ،۱۳۸٤

 

شکيرا و رئال مادريد

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۳۱ تیر ،۱۳۸٤

 

عکس های بامزه

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸٤

 

 

فرانچسکو توتی

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸٤

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                 

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸٤

 

chan ta ax

 

         

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ تیر ،۱۳۸٤

 

inam chandta ax ke fek konam niyaz be moarefi nabashe'

     

           

 

 

 

 

 

 

shaghayegh eshghe agha kami che karha ke balad nist ...heife ke dastam behesh nemirese

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٤

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٤

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٤

 

golzar va doost dokhtare khoshgelesh

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٤

 

forootan va zanesh

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٤

 

aroosie niki karimi,che tablo

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٤

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٤

 

نانسی عجرم که یکی از جوان ترین وبهترین خواننده های عرب در دنیا است و دارای 22 سال سن می باشد .

دوستان عزیز می خواهم برایتان از زندگی نانسی بگویم و تاریخچه زندگیش رو باهم بررسی کنیم :

نانسی نبیل عجرم که دختری بسیار زیبا هست در شهر اشرفیه در لبنان در تاریخ 16 may در سال ۱۹۸۳ در لبنان به دنیا آمد و در حال حاظر با خانواده اش در شهر شیلانو در لبنان زندگی می کنند . او یک خواهر و یک برادر دارد .

زمانی که او بچه بود بسیار زیرک و به نظر می رسید که می خواهد از خودش ابتکاری نشون بده .

و در سن ۴ سالگی بود که در خودش احساس خوانندگی را پیدا کرد . و باسختی و صدایی نازک و لطیف در تلویزیون و رادیو به همراه والدینش رفت .

نانسی در سنی که فقط ۸ سال داشت وقتی شروع به خواندن کرد که در مسافرت بود  و مادربزرگش به اوگفت که تو صدای خوبی داری و این باعث موفقیتی بزرگ برای وی شد. و او در مسابقه ای با بچه دو عرب معروف انجام داد در تلویزیون .

نانسی ۱۲ ساله شد . او  در یک برنامه تلویزیونی شرکت کرد و از  Noujoum Al Mostakbal  صحبت کرد . 

و نانسی صاحب یک مدال طلا شد و یک لوح تقدیر ( خلاصه کلی کیف کرده ) . وقتی او شروع به خوندن کرد آهنگ " ام کلسوم " خواننده معروف عرب رو خوند .

بعد شروع کرد به آموختن و یاد گرفتن اصول موزیک با بهترین معلم ها در لبنان اگر چه او ۱۸ ساله بود ولی بهترین خواننده در لبنان شد و اعضای انجا او رو در کارش موفق دانستند و قبول شد . زیرا ان ها او را ریشه گذاری کرده و یک استثنا می دانستند . چون اون لایق و شایسته بود . و اولین البوم خودش رو بیرون داد که در حال حاظر با تمام آلبوم هاش موفق بوده و هست و این کارش شده

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٤

 

عکس از brad pitt

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٤

 

مدل های جديد لباس های تابستونی از gucci

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٤

 

مدل های مختلف مو

 

 

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٤

 

chanta ax az filme jadide harry potter (haryy potter va jame atash

  

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ تیر ،۱۳۸٤

 

شاهرخ پرسيده که مريم جان چند سالته؟

من متولد ۲۹ آبان ۱۳۵۶ هستم.

ساحل گفته که يک داستانی راجع به تو شنيده که خيلی هم جالب و هيجان انگيزه. داستان اينه که تو عاشق يک پسری بودی و با همديگه به مسافرت ميرين، اما بين راه تصادف می کنين و تو نابينا ميشی. اون پسر هم تو رو ول می کنه و به خارج از کشور ميره و ازدواج می کنه. آيا اين داستان واقعيت داره؟

نه اين داستان واقعيت نداره و اميدوارم که برای هيچ کس ديگری هم واقعيت نداشته باشه.

مجتبی از اراک می پرسه شما اهل کجا هستين؟ چند ساله شعر ميگين؟ بهترين شعرت به نظر خودت کدومه؟

من متولد و ساکن تهران هستم. من از هشت سالگی شعر را شروع کردم. راستش من بين چند تا شعر موندم، ولی فکر کنم بهترين، شعر "يک نامه بی جواب" از کتاب و آلبوم "مثل هيچکس" باشه که با اين جمله شروع ميشه، "سلام بهونه قشنگ من برای زندگی... ."

مريم جان، دو تا آلبوم در خارج از کشور در اومده که شعرهای توست. يکی آلبوم خانم مهستی که شادمهر عقيلی اون رو ساخته و ديگری آلبوم کامران و هومن ساخته آقای رامين زمانی هستش. در ضمن می دونم که يک کتاب هم در دست چاپ داری. بهت خيلی تبريک ميگم. مهدی از اصفهان پرسيده خودت به چه نوع موسيقی علاقه داری؟ سبک حال و روزت با کدوم موسيقی بيشتر می خونه؟

چرا تا حالا ازدواج نکردی؟
 علتش به دليل نبودن کسيه که می خواستم. من علاوه بر شرايط خاص يک ملاک های عجيب و غريب هم دارم. به نظر من در اين مورد خاص بايد يا بهترين باشه يا اصلاً نباشه و اصلاً نمی تونم اعتدال به خرج بدم. به همين خاطر فعلاً در يک اعتصاب رمانتيک به سر می برم!
 
مريم

من آهنگهای آروم و کلاً آهنگهايی که به من آرامش می دهند رو دوست دارم. از سازهای گيتار، پيانو و فلوت خيلی خوشم مياد. هر صدايی که من رو از دنيای حال حاضرم فراتر ببره دوست دارم، حتی ممکنه يک آهنگ ايتاليايی يا اسپانيايی هم که من هيچی ازش نمی فهمم اين حس رو در من به وجود بياره. چون موسيقی فراتر از کلام عمل می کنه و ميتونه ما رو به يک دنيای ديگه ببره. هر چيزی که نأثير گذار و زيبا باشه و ريتم تند هم نداشته باشه، من دوست دارم.

يکی از بچه ها پرسيده آيا خودت سازی ميزنی و استادت چه کسی است؟

من به کيبورد مسلط هستم البته فقط برای دل خودم کيبورد می زنم و برای يادگيری يک جلسه پيش آقای لاچينی رفتم. کمی هم گيتار می زنم.

مهدی از اراک گفته خانم حيدرزاده شما خيلی کم پيدا هستين، کجاها هستين؟ خوش می گذره؟

مريم: راستش خوش که نمی گذره! من خيلی جای دوری نيستم. مدتی مشغول کتاب جديدم بودم و بعد سرگرم آلبوم جديد و همينطور مشغول نوشتن شعر برای دوستان خواننده بودم.

علی هراتی از ايران پرسيده که آيا ازدواج نکردی؟ و آيا با آقای گلزار خويشاوند هستی؟
مريم: نه، من هنوز ازدواج نکردم و با آقای گلزار هم خويشاوند نيستم.

خيلی سئوال اومده که چرا ازدواج نکردی و جريان احساساتت چيه اين روزها؟

علتش به دليل نبودن کسيه که می خواستم. من علاوه بر شرايط خاص يک ملاک های عجيب و غريب هم دارم. به نظر من در اين مورد خاص بايد يا بهترين باشه يا اصلاً نباشه و اصلاً نمی تونم اعتدال به خرج بدم. به همين خاطر فعلاً در يک اعتصاب رمانتيک به سر می برم!

آزاده از اصفهان چند تا سئوال حساس پرسيده، تا حالا چند بار عاشق شدی؟ اگر عاشق کسی بودی آيا طرف مقابلت اين رو می دونسته؟ و آيا حالا فکر می کنی که بهت خيانت شده؟

به معنای واقعی که می تونم ازش به عنوان يک عشق جاودانه در گذشته ياد کنم، فقط يک بار. بله اون هم می دونسته. بله، يک همچين حسی دارم!

اباذر از اردبيل پرسيده مريم جان قرمزته يا آبيته؟!

مسلماً قرمز، پرسپوليس، منچستر، ميلان و رئال مادريد هم چون تمام ستارگان اونجا هستند.

سميه ميگه، ميشه کمی از آرزوهات برام بگی البته نه در قالب شعر.

آرزوی کسانی که پاييز رو بيشتر از فصلهای ديگر دوست دارند رسيدنه و يا چشيدن طعمی بيشتر از رسيدنه.

کميل از پاريس گفته که از شنيدن صدات خيلی لذت می برم و پرسيده اگر روزی نخواهی شعر بگی چيکار می کنی؟

فکر می کنم که اون موقع نشه ديگه زندگی کرد، ولی شايد نقاشی کنم.

مرتضی از تهران گفته که تا به حال از کسی پرسيدی که دوستت داره و چه جوابی دريافت کردی؟

راستش تا به حال نپرسيدم ولی اونهايی که خودشون هم گفتن، راست نگفتن!

محمد مهدی پور از تهران پرسيده که مريم جان دنيا رو چطور می بينی؟ من از آدمهای بينا پرسيدم و چيزی دستگيرم نشد، نظر تو چيه؟ زندگی چه رنگيه؟

زندگی رسم خوشايندی نيست... زندگی اجبار است... لاجرم بايد زيست. زندگی يه قانونيه که متأسفانه در نهايت بی عدالتی تصويب شده و هيچ کشور و هيچ مرز و قانونی نمی تونه روی دست اون بلند بشه.

خالد از بندر عباس ميگه مريم جان يادت هست چه شعری رو برای آقای خامنه ای در حضورشون خوندی؟

يک شعری بود به نام "مرور" در کتاب "تقصير من نبود". اين شعر مضمون اجتماعی داره.

امين خالقی از اهواز سئوالات جالبی پرسيده، وقتی شنيدی که يکی از شعرهای شما رو خواننده ای لس آنجلسی در آهنگش خوانده نترسيدی؟ با آدمها زود قاطی ميشی؟ اگر مجبور باشی يک روز باقيمانده از عمرت رو موجودی به جز انسان باشی، ترجيح ميدی چه باشی؟ و اون روز چه می کردی؟ آيا تا به حال کسی رو به جز خانواده ات اونقدر دوست داشتی که اگر بخوان با تير بزننش، تو حاضر باشی خودت رو جلوی گلوله بندازی؟ دوست داری خواننده بشی؟ ترانه "من تو رو می خوام" رو برای چه کسی گفتی؟

نه، متولدين آبان شجاع هستن! نه خيلی سخت با آدمها قاطی ميشم ولی وقتی قاطی ميشم، برام جدايی خيلی سخته. در افسانه ها پرنده ای به نام مرغ آمين وجود داره که از هرجايی رد ميشه اگر آدم آرزويی بکنه، اون لحظه آرزوش برآورده ميشه. منم دلم می خواد اون روز مرغ آمين باشم و به اين ترتيب آرزوی چندين هزار نفر رو برآورده کنم. بله کسی رو انقدر دوست داشتم ولی کاشکی واقعاً ازم می خواست که جونم رو براش فدا کنم. من فکر نمی کنم که صدام برای خواننده شدن خيلی مناسب باشه ولی بايد اين رو به عهده آهنگسازها گذاشت که تشخيص بدن. فقط سکوت می کنم به جای جواب! بعضی چيزها اگر مرور نشن بهترن.

هويدا عزت از قاهره گفته، خانم مريم من عاشق ادبيات فارسی هستم و يکی از آثارتان را به نام "پروانه ات خواهم ماند" را دارم به زبان عربی ترجمه می کنم.

چه قدر جالب. ازشون تشکر می کنم که می خوان اين همه ذوق به خرج بدن و فراتر از اون خدمتی به ادبيات ايران می کنند که قابل تقدير هست و من بهشون درود می فرستم.

بهروز از سبزوار پرسيده که بهترين روز زندگيت چه روزی بوده؟

فکر کنم که هنوز اون روز نيومده باشه.

مريم جان تا به حال تمام جوابهايی که دادی فرازمينی بوده و حتی جانوری که می خواستی باشی مرغ آمين بوده که اصلاً وجود نداره! ولی بهروز ازت يک سئوال کاملاً زمينی پرسيده و ميگه که درباره اتاقت برای ما توضيح بده.

من اتاقم رو خيلی دوست دارم و با اينکه شبها نمی خوابم ولی سعی می کنم هميشه شب رو در اتاق خودم بگذرونم. اتاقم پر از عروسک است و همينطور يک سری ستاره که به سقف اتاقم چسبيده. من ستاره و ماه رو خيلی بيشتر از خورشيد دوست دارم چون حس می کنم که فضای شب و سکوت و فضای معنويش با روحياتم سازگارتره. وارد جزئيات اتاقم هم بخواهيم بشيم، عطر و بدليجات زيادی توی اتاقم هست!

اتاقت نظم داره يا نه؟

نه، خيلی منظم نيست چون نظم باعث ميشه که من نتونم کار انجام بدم.

نادر خيری از هرات ميگه اگر از طرف انجمن ادبی استان هرات از شما دعوت شود که به افغانستان بياييد آيا می پذيريد؟ آيا می دانيد که در افغانستان و به خصوص در شهر هرات طرفداران زيادی داريد؟

اگر شرايطشون با اون چيزهايی که مد نظر منه منطبق باشه، بله حتماً. من خيلی دوست دارم به همه جای جهان سفر کنم. نه نمی دونستم، من از همينجا به تمامی اين دوستان سلام و درود می فرستم.

مريم جان گفتی که شبها بيداری! می خواستم بدونم که اصولاً چقدر می خوابی شبها؟

من مثلاً امروز که داره تموم ميشه تازه ساعت نه و نيم صبح خوابيدم ولی اصولاً خيلی کم می خوابم.

ناريه از تهران گفته، مريم نظرت راجع به موسيقی راک فارسی که در چند سال اخير توسط هنرمندان داخل کشور و از نوع کاوه يغمايی و گروه ميرا ساخته شده، چيه؟ به نظر شما موسيقی پاپ در داخل کشور پيشرفت چشمگيری نسبت به نوع لس آنجلسی خود داشته يا خير؟ آيا سرودن اشعاری که به درد موسيقی راک بخورد رو آزمايش کردی؟

با احترام به تمام اين دوستان، من اين نوع موسيقی رو خيلی نمی پسندم. البته سليقه ايه ولی کم پيش مياد که دوست داشته باشم. نه اصلاً پيشرفتی نداشته. آزمايش نکردم. فکر کنم اين شعرها رو بايد روی ملودی نوشت. اگر يه ملودی رو دوست داشته باشم می تونم شعرش رو بنويسم و فکر نمی کنم که کار سختی باشه.

درسا از وين پرسيده آيا درسته که شما با آقای خشايار اعتمادی ازدواج کردی؟

نه، صحت نداره. من فعلاً راحت و در تنهايی کامل هستم.

تمام شايعات در مورد ازدواج کردنته. اصولاً نظرت راجع به ازدواج چيه؟

به نظرم ازدواج قطعا بايد عاشقانه باشه و به طور کلی بايد ثمره يک عشق تقريباً طولانی مدت باشه و نميشه فقط با چند ماه آشنايی و يک پيشنهاد ولی بدون شناخت ازدواج کرد. و همچنين من در ازدواج منطق رو اصلاً نمی پسندم.

حسين صادقی از بحرين سئوالی پرسيده که خيلی های ديگه هم دوست دارن جوابش رو بدونند، گفته که شعرهات رو خيلی دوست داره و خواسته بدونه کسی که تا به حال محيط اطرافش رو نديده چگونه به اين شکل احساساتش رو بيان می کنه؟

شايد بشه گفت تأثير رنگ آميزيه که توی ذهن من صورت گرفته قبل از آخرين عمل جراحی من که سه سال و نيمه بودم. روانشناسان هم ميگن که رنگها بر روی کودک تازه متولد شده اثر می گذراند و فکر می کنم علتش همين باشه.

علی پرسيده مريم جان به فکر اين هستی که در ايران شب شعر بذاری؟

فعلاً نه، البته يک سری کنسرت بوده که با دوستانی که قبلاً کار کردم اجرا کرديم. و به تازگی هم قراره يک کنسرتی با آقای کبيری محبت در شيراز اجرا کنيم که فقط صحبت نهاييش مونده.

يه سئوالی هم که خيلی ها پرسيدن اينه که آيا قصد نداری دفتر شعر متفاوتی بيرون بدی، مثلاً شعرهايی به سبک کلاسيک؟

من سبک کلاسيک رو در اولين دفتر شعرم آزمايش کردم ولی ترجيح ميدم که خودم سبک رو تعيين نکنم و اون چيزی که مثل چشمه می جوشه و من فقط مأمور نوشتنش هستم راه رو به من نشون بده که الان چی بنويسم. مثلا در دو دفتر نثری که دارم اقتضای روحياتم در اون زمان اين بود که اون نامه های عاشقانه رو به نثر بنويسم و از شعر استفاده نکنم.

اميرحسين يه سئوال خنده دار و جالب پرسيده که آيا قصد ازدواج با هيچ خواننده لس آنجلسی را داری يا نه؟

نه!

عليرضا از سمنان پرسيده، خانم حيدرزاده از آلبوم "از خدا خواسته" خانم مهستی چقدر راضی هستيد؟ از نظر آهنگسازی که روی اشعار شما شده به نظرتون خوب از آب در آمده؟

می خوام بگم نه. همه جای دنيا رسمه که يک ترانه سرا در جريان ملودی که بر روی اشعارش گذاشته ميشه، قرار می گيره ولی من اصلاً در جريان نبودم و راستش از ملودی ها راضی نيستم.

محمد از قزوين پرسيده که چرا مريم کاستهايی رو که بيرون داده، زنده و در قالب کنسرت اجرا نمی کنه؟

اين به دوستان برنامه گذار بستگی داره. اجرای کنسرت مقدمات و سلسله مراتبی داره که از عهده من به تنهايی خارجه.

مهدی از کرمانشاه گفته که آيا خواننده های خارج از کشور که شعرهای شما رو خوندن، براتون مشکل ساز نشده؟

نه خوشبختانه. کار فرهنگی فکر نمی کنم مشکل ساز بشه.

علی از تهران ميگه، وقتی ترانه عصر ما رو با صدای داريوش شنيدی، چه احساسی پيدا کردی؟ چند تا از شعرهای آلبوم نفرين مال شماست؟

خوندشون و ملودی و همه چيز آهنگ خيلی زيبا بود. دو تا از شعرهای من در اين آلبومه، يکی شعر "نفرين" و ديگری شعر "راه دشوار".

يک نفر پرسيده که آيا شعر آهنگ "فاصله" از آقای قميشی مال شماست؟

نه.

فرح از اهواز پرسيده که وقتی يک انسان به نااميدی کامل می رسه چه توصيه ای براش داريد؟ دنيا از دريچه احساس شما چه رنگی است؟

شايد يک تولد دوباره، بيشترين چيزی که در دنيا دوست داره و از اون انرژی می گيره، بايد از اونجا شروع کنه. من خودم گل سرخ رو خيلی دوست دارم و به من انرژی ميده ولی در عين حال با پژمرده شدنش هم به من يادآوری می کنه که چقدر عمرش کوتاهه و بايد يه کار جاودانه بکنم. دنيای ايده آل من قرمزه ولی البته الان قرمز نيست، خاکستريه!

ايمان از اهواز گفته، به نظر من رنگ آبی بيشتر به احساساتت می خوره چرا با اين وجود از رنگ قرمز خوشتون مياد؟

خوب سليقه ايه. من يادمه بچه که بودم هميشه گلهای سرخ رو از دسته گل عروس خانمها می چيدم. در ضمن رنگ قرمز رنگ عشق، هيجان و آتشه.

غلامرضا شبانکاره ميگه خانم حيدرزاده چقدر متعهد به الهام پذيری از فضای سياسی و اجتماعی کشور هستيد؟

چه سئوال سختی! من شعر اجتماعی به تعداد کمی دارم. اصولاً خيلی هنر بزرگيه که دردهای جامعه و مردم رو شاعر بتونه به تصوير بکشه. من با اينکه تعداد شعرهای اجتماعی که گفتم کمه اما اميدوارم تونسته باشم که تا حدودی با اونها حق مطلب رو ادا کنم.

يکی ديگه پرسيده که چقدر تحت تأثير فروغ فرخزاد و اشعارش هستيد؟

من فروغ فرخزاد رو خيلی دوست دارم ولی فکر می کنم تنها وجه تشابهی که نوشته های من با شعرهای فروغ داره، صراحت بيان اونهاست.

يک نامه مهمی هم از آقايی به اسم فرخ اومده که گفته نزديک هفتاد سال سن داره و سالها برای خواننده های زيادی مثل ستار، ترانه ساخته که نمونه مشهور آن "زندان آزادی" بوده. او نوشته که تو يک پديده عاشقانه در دنيای احساس هستی. تو را بايد به بخشهايی از عشق که تا به امروز ناخوانده مانده است اضافه نمود. بايد تو را آرام دل خطاب کرد. نخواستم تعارف کنم، احساسم را نوشتم.

من بهشون درود می فرستم و ايکاش که بيشتر راجع به شعرهاشون می گفتن و من می تونستم از تجربياتشون استفاده کنم. اميدوارم که لياقت اين حرفهای قشنگشون رو داشته باشم.

يکی از بچه ها پرسيده که آيا تا به حال شعری در مورد پدر گفتی؟ و آيا تا به حال از طرف دولت هيچ مشکلی برات پيش نيومده؟

نه من هيچ شعرخانوادگی ندارم. نود و پنج درصد شعرهای من عاشقانه هستند. نه، اصلاً.

مهدی از شيراز پرسيده، اگر روزی بشود بيناييتان برگردد، به خدا چه خواهيد گفت؟
چه سئوال جالب و سختی. فکر کنم که با اين موضوع مسئوليت خيلی سنگين تری دارم چون که خواه نا خواه يک کتاب ديگری در سرنوشت آدم باز ميشه که برام جالبه.

خشايار از ايلام گفته که خودت رو شاعر می دونی يا ترانه سرا؟

بيشتر شايد ترانه سرا.

يه سئوال عجيب هم مهديه از تبريز پرسيده که آيا شما در مورد بافندگان قالی شعری سروديد چون اينها مردم زحمتکشی هستند و بايد يه جوری قدرشون دونسته بشه. و کار جديدتون چی هست؟

من به همشون سلام می کنم و دستان معجزه گرشون رو از دور به مهر می فشارم به خاطر نقشهای بسيار قشنگی که در کمتر جايی از دنيا می تونند اونها رو ببافند و جاودانه کنند. متأسفانه شعری هنوز در اين زمينه ندارم ولی ايده خيلی جالبيه. کار جديد، کتاب"اون يکی رو جز من داشت" که تا حدود ۱۰ روز ديگه منتشر بشه و همينطور در تدارک يک آلبوم دکلمه هستم که چون هنوز اسمی براش انتخاب نکردم در موردش چيزی نمی تونم بگم.

آهنگسازت رو انتخاب کردی؟

نه هنوز انتخاب نکردم.

مريم جان خيلی ممنون که با ما بودی.

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٤

 

aroosie francesco totti

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ تیر ،۱۳۸٤

 

agar refresh ra bezanid in albumhaye khareji be soorate randome avaz mishavand.   
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٤

 

har vaght refresh ra feshar dahid albume bala avaz mishavad..   
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٤

 

bachegiye brad pitt

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٤

 

amin hayayi ham vase ma party boro shode!

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٤

 

enrique va zanesh

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٤

 

 

roma by Cameron Cartio

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٤

 

دست گذاشتم رو يکی که يک قشون خاطر خواشن همشون هنر دارن،يا شاعرن يا نقاشن يا که پشت پنجرشبا گريه گيتار می زنن يا که مجنون ميشن و تو کوچه ها جار می زنن دست گذاشتم رو کسی که عاشقم نمی دونست سر بودم از خيليا و لايقم نمی دونست دست گذاشتم رو يکی که مجنونا ديوونشن همه ی شاهزاده ها،در بون در خونشن دست گذاشتم رو کسی که رنگ چشماش روشنه شمشاد همسايمون پيش قدش يه سوزنه دست گذاشتم رو کسی که طعم چشماش عسله کمترين شعری که تو می شنوی از اون غزله دست گذاشتم رو کسی که ماه ازش طلب داره خورشيد از شعله ی چشمای اونه که تب داره دست گذاشتم رو يکی که همه دور و برشن مردشن،ديوونشن،مجنونشن،پرپرشن دست گذاشتم رو يکی که عاشقاش زيادين همه جورشو داره،هم عجيبن،هم عادين دست گذاشتم رو يکی که نه سفيده نه سياه ظاهرش گندميه،به چشمم اما کيميا دست گذاشتم رو يکی که داشتنش خوابه هنوز کمترين شاگرد چشماش خود مهتابه هنوز دست گذاشتم رو يکی که کهکشون،قايقشه انقدر دوسش دارن،هر کی خوبه،عاشقشه دست گذاشتم رو يکی که خندشم نفس داره تو تمام نقشه های خوب دنيا دس داره دست گذاشتم رو يکی،ما رو چه به فرشته ها برو شاعر،تو بمونو،عشقو،دست نوشته ها دست گذاشتی رو يکی که از تو خندش می گيره اينا رو دلم می گه،می گه و بعدش می ميره دست گذاشتن رو کسی اسونه اما ساده نيست توی اين جور بازيا،خب هميشه اراده نيست می نويسم که ديگه رو هيچکی دست نمی ذارم ولی نه دروغه من هنوز اونو دوسش دارم دست گذاشتم حالا رو فلبمو،چشامو،سرم تا مث تو قصه ها،از يادم اونو ببرم ولی دست،عاقلتره مونده روی همين يکی چرا من بذارمش رو سر و چشمام،الکی                 شاعر:مريم حيدرزاده

با تشکر از شهرزاد و ثمين

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٤

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٤

 

 

hanna az cameron cartio

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٤

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٤

 

inam chandta wallpapere toop az kami joon va hoomi joon va khanevade

                        

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٤

 

lotfan az archive ham didan konin...

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٤

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٤

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٤

 

niki karimi!

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٤

 

 

ina ham ke ba har chi zaye o tablo ax migiran..

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٤

 

 

 

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٤

 

                                               aroosiye ali dai 

      

                                             

                                                                                          

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٤

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٤

 

in ham tom cruise va mamanesh

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٤

 

zeidan o zanesh

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٤

 

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٤

 

shahab joon,zan tablo tar nemishod

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٤

 

in axie az britney spears vaghti ke 8 salesh booode.

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٤

 

ya ghamare bani hashem,joone to in britney spears ta 9 mah mitereke

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٤

 

گفتگو با فاطمه معتمد آريا و پرند زاهدي

دو بازيگر، مراسم اختتاميه جشن سينماي آزاد را اجرا كردند. دو بازيگري كه خودشان هم در هفته فيلم جشن سينماي آزاد، فيلمي را كارگرداني كرده بودند. فاطمه معتمد آريا كه يك شب قبل از مراسم اين وظيفه را به عهده گرفته بود و پرند زاهدي كه خود يكي از اعضاي ستاد مركزي انجمن سينماي آزاد است. درباره اجراي مراسم، گفتگوهايي كوتاه با آنها انجام داده‌ايم...

گفتگو با فاطمه معتمدآريا
جايي كه نيروي جوان باشد حتماً پا برجاست...

• در مراسم اختتاميه جشن سينماي آزاد چگونه حضور يافتيد؟
• خيلي اتفاقي... براي ديدن فيلم خودم آمده بودم. خانم زاهدي را ديدم و ايشان برنامه اختتاميه را با من در ميان گذاشتند و از من خواهش كردند كه اجراي مراسم را برعهده بگيرم.

• از برگزاري مراسم راضي هستيد؟
• من كه از بالاي سن متوجه چيزي نشدم. شما بايد بگوئيد...

• فكر مي كنيد علت انتخاب شما بدليل تجربيات قبلي باشد؟
• فكر نمي كنم. آنها به من گفتند و من هم قبول كردم.

• نظر شما درباره اينگونه مراسم و اصلاً همين انجمن سينماگران آزاد چيست؟
• حتماً ادامه پيدا مي‌كند. جايي كه نيروي جوان باشد حتما پا برجاست و به نتيجه هم مي‌رسد.

• درباره فيلم خودتان بيشتر توضيح دهيد؟
• نمي‌خواستم كوتاه باشد. مي‌خواستم مستند بسازم اما كوتاه شد.

• اين نخستين نمايش فيلم شما بود؟
• در ايران بله، اما در جشنواره باربيكن لندن نخستين بار به نمايش درآمد.

• به نظر شما آن حسي كه مي‌خواستيد نسبت به آقاي خاتمي بيان كنيد ـ يعني حسي كه جنبه تبليغاتي هم نداشته باشد ـ در فيلم درآمده است؟
• اين را شما بايد بگوئيد..

• به نظر من حالت بينابين دارد...
• دقيقاً. به همين دليل، در پايان فيلم گفتم آن چيزي نبود كه از قبل درنظر داشتم.


گفت و گو با پرند زاهدي
هدف تشويق استعدادهاي جوان بود...

• درباره نحوه اجراي مراسم بگوييد. آيا راضي بوديد؟
• اين مراسم بدون هيچ‌گونه آمادگي قبلي برگزار شد. ما مجري را در آخرين لحظات انتخاب كرديم. به قول خانم معتمد آريا تا ديروز ظهر به فكر مجري هم نبوديم. قرار بود خانم معتمد آريا مجري باشد و من ليست را بخوانم.

• كه اينگونه هم نشد...
• بله. در عمل هر دو كار را انجام داديم.

• فرصتي براي تمرين نبود؟
• فرصت نبود اما اگر فرصتي هم بود، من ترجيح مي‌دادم همينگونه مراسم را اجرا كنيم. اعتقادي به تمرين‌هاي اين‌چنيني ندارم.

• از اجرا راضي بوديد؟
• خب، نسبت به اينكه آمادگي قبلي نداشتيم اجرا بد نبود. فرض كنيد آقاي امير آقايي صبح تلفن كردند و گفتند پنج ساعت به مراسم مانده و حدود يازده دوازده روز عقبيم. چون واقعاً بدون برنامه‌ريزي بوديم. حتي هنوز با مجري خيلي از صحبت‌ها را نكرده بوديم.

• چطور شد كه تمام مهمان‌ها دعوت به اين مراسم را قبول كردند و حضور يافتند؟
• ما خيلي از مهمان‌ها را شب قبل دعوت كرديم و آنهايي هم كه نيامدند، يا مسافرت بودند يا سر صحنه فيلمبرداري. در هر صورت ما ممنون همه هستيم كه با حضورشان، پشت ما بودند.

• جايزه نگرفتن همايون پايور هم در نوع خودش جالب بود...
• هدف بيشتر تشويق استعدادهاي جوان بود.

• پس جايزه‌اي كه به مهري شيرازي تعلق گرفت، چه؟
• در آن بخش اصلاً جواني نبود. در كل ۶ فيلم از مجموع آثار رسيده داراي طراح چهره پردازي بودند كه همه اين افراد را هم، چهره پردازان حرفه‌اي تشكيل مي‌دادند. اما در تصويربرداري، فيلم «سايه روشن» كار بسيار خوبي بود. يك تونل كوچك و تصويربرداري كه من حداقل فكر مي‌كردم بايد خيلي كوچك اندام باشد...
 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٤

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٤

 

 
 
تو چه رنگی هستی ؟
 

در صورتيكه تاريخ تولد شما در :
بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است
بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد
بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد
بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد
بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد
بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد
بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد
بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد
بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد
اول فروردين ماه باشد سياه هستيد
بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد
بين 12 تا 21 فروردين باشد شما سرمه اي است
بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد
بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد
بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد
بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد
بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد
بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد
بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد
سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است
بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد
بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد
بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد
بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد
بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد
بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد
بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد
بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد
بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد
متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند
بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد
بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد
بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد
بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد
بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است
بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد
بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد
بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد
متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند

قرمز
با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......و اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد.
قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد همراهتان باشد.
آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد0
-----------------------------------------------------------------
شيري رنگ
اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد ولي هميشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي طولاني دوستش خواهيد داشت.
--------------------------------------------------------------------
نيلي
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد. دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد پيدا كنيد.
-------------------------------------------------------------------
خاكستري
جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه بگوييد و خوش اخلاق هستيد0
--------------------------------------------------------------------
سبز
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد مورد نظرت مي مانيد.
-----------------------------------------------------------------------
طلائي
شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان متمادي دوباره عاشق نمي شوي.
-----------------------------------------------------------------------
صورتي
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي. داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز مانند آنچه در قصه هاست هستيد.
------------------------------------------------------------------------
زرد
شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ، و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.
-----------------------------------------------------------------------
خرمائي
باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار است فرد بهتري پيدا كنيد.
-----------------------------------------------------------------------
نارنجي
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.
-----------------------------------------------------------------------------
ارغواني
اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد.
------------------------------------------------------------------------------
ليموئي
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.
-------------------------------------------------------------------------------
نقره اي
خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.
--------------------------------------------------------------------------------
سياه
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز توام با مبارزه است و مثل همه نيست.
--------------------------------------------------------------------------------
زيتوني
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت نورزيد0
--------------------------------------------------------------------------------
قهوه ايفعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ،‌ بسادگي تسليم شده آنرا رها ميكنيد.
--------------------------------------------------------------------------------
آبي
اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه از قلبتان0
--------------------------------------------------------------------------------
سرمه ايشما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد. زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان مشكل است آنها را ببخشيد.
--------------------------------------------------------------------------------
سفيد
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد. نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه اين حالت شما را دوست دارند.
--------------------------------------------------------------------------------
كبود
احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت است و گمگشته عشق هستيد.

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٤

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٤

 

 

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٤

 

گريه زمانی زيباست که برای عشق باشد

عشق زمانی زيباست که برای تو باشد

و تو زمانی زيبايی که برای من باشي

بزرگترين آرزوم اين بود که کوچکترين آرزوت باشم

  
نویسنده : یکتا و مهتاب ; ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٤